اتصال پایدار نیست یا صفحه از نسخه ذخیرهشده نمایش داده شده است.
اگر اینترنت وصل است، روی تلاش دوباره بزن تا صفحه تازهسازی شود.
تلاش دوباره
نسخه جدید زبانیسا آماده است
برای دریافت آخرین تغییرات، اپ را بهروزرسانی کن. اطلاعات حساب، خریدها و پیشرفتت حفظ میشود.
بهروزرسانی
بعداً
مرور کلماتت یادت نره 🔔
زمان مرور کلمات و ادامهی درسهات رو بهت یادآوری میکنیم.
×
یادآوری رو فعال کن
بعداً
Narrator
The Sailboat Contest Mark was in a sailboat contest.
مسابقه قایق بادبانی؛ مارک در یک مسابقه قایق بادبانی بود.
Narrator
He wanted to score first prize.
او میخواست جایزه اول را به دست بیاورد.
Narrator
A horn marked the start of the contest.
صدای بوق شروع مسابقه را اعلام کرد.
Narrator
He waved to his friends on the shore.
او برای دوستانش در ساحل دست تکان داد.
Narrator
At first, it was sunny.
اول هوا آفتابی بود.
Narrator
But then, to the north, he saw a storm coming.
اما بعد، در سمت شمال، دید که توفانی در راه است.
Narrator
The wind was blowing.
باد میوزید.
Narrator
The rain came down hard.
باران شدید میبارید.
Narrator
He was glad he had a raincoat.
خوشحال بود که بارانی همراهش داشت.
Narrator
On the shore, he saw torches, which helped him steer.
در ساحل، مشعلهایی دید که به او کمک کردند مسیر را هدایت کند.
Narrator
He was wet.
او خیس شده بود.
Narrator
His shirt was torn.
پیراهنش پاره شده بود.
Narrator
His boat bobbed like a cork.
قایقش مثل چوبپنبه روی آب بالا و پایین میرفت.
Narrator
But the storm was short.
اما توفان کوتاه بود.
Narrator
The sun came out again.
خورشید دوباره بیرون آمد.
Narrator
Mark won first prize.
مارک جایزه اول را برد.
Narrator
He was born for this sport.
او برای این ورزش ساخته شده بود.
لغت
بازگشت به متن
🔊
sailboat contest
مسابقه قایق بادبانی
‹
معنی کامل
مسابقه قایق بادبانی
مثال انگلیسی
Mark was in a sailboat contest.
مثال فارسی
مسابقه قایق بادبانی؛ مارک در یک مسابقه قایق بادبانی بود.
🔊
first prize
جایزه اول
‹
مثال انگلیسی
He wanted to win first prize.
مثال فارسی
او میخواست جایزه اول را به دست بیاورد.
مثال انگلیسی
A horn marked the start.
مثال فارسی
صدای بوق شروع مسابقه را اعلام کرد.
مثال انگلیسی
His friends were on the shore.
مثال فارسی
او برای دوستانش در ساحل دست تکان داد.
مثال انگلیسی
A storm was coming.
مثال فارسی
اما بعد، در سمت شمال، دید که توفانی در راه است.
مثال انگلیسی
He had a raincoat.
مثال فارسی
خوشحال بود که بارانی همراهش داشت.
مثال انگلیسی
Torches helped him steer.
مثال فارسی
برای این واژه مثال فارسی ثبت نشده است.
🔊
steer
هدایت کردن، فرمان دادن
‹
معنی کامل
هدایت کردن، فرمان دادن
مثال انگلیسی
He used the lights to steer.
مثال فارسی
در ساحل، مشعلهایی دید که به او کمک کردند مسیر را هدایت کند.
مثال انگلیسی
His shirt was torn.
مثال فارسی
پیراهنش پاره شده بود.
🔊
bob like a cork
مثل چوبپنبه بالا و پایین رفتن
‹
معنی کامل
مثل چوبپنبه بالا و پایین رفتن
مثال انگلیسی
The boat bobbed like a cork.
مثال فارسی
برای این واژه مثال فارسی ثبت نشده است.
گرامر
بازگشت به متن
✦ نکته گرامری این درس
Aa
Past simple in stories
توضیح کاربردی
در داستانها معمولاً از گذشته ساده برای گفتن اتفاقهای پشت سر هم استفاده میکنیم: wanted، marked، waved، saw، won. این زمان به خواننده نشان میدهد رویدادها کامل شدهاند.
مثالها
He wanted to score first prize.
او میخواست جایزه اول را به دست بیاورد.
The sun came out again.
خورشید دوباره بیرون آمد.
؟
×
زبانیسا دم دستت باشه
با نصب، آیکن اپ روی صفحه اصلی گوشی میاد.
نصب
×
روش نصب را انتخاب کن
میتونی اپ اندروید را نصب کنی یا نسخه وب را به صفحه اصلی اضافه کنی.
پیشنهادی
📲
نصب اپ اندروید
فایل رسمی زبانیسا برای نصب کامل روی گوشی
✨
افزودن به صفحه اصلی
بدون فایل APK؛ فقط یک میانبر از نسخه وب
قبل از دانلود: فایل از لینک رسمی زبانیسا دریافت میشود.
بعد از دانلود، فایل APK را باز کن.
اگر اندروید اجازه نصب از مرورگر خواست، همانجا فعالش کن.
بعد از نصب میتوانی این اجازه را دوباره خاموش کنی.
در آیفون از Safari این مسیر را برو:
روی دکمه Share بزن.
Add to Home Screen را انتخاب کن.
در پایان روی Add بزن.
از منوی مرورگر گزینه Install app یا Add to Home screen را انتخاب کن.
ادامه
برگشت